الشيخ حسين المظاهري
47
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
و سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده ، سپس بديها و پرهيزگاريهايش را به او الهام كرده است . همچنين روشن شد كه درك فضايل و رذايل ، با علم حضورى است ، نه با علم حصولى ، و در اين هنگام ، روشن مىشود كه تفاوت بين فضايل و رذايل ، بسى آشكار است و اشتباهى در آن ، را ه ندارد . گاهى برخى از فضايل با برخى ديگر در هم آميخته مىشود ، همچون در هم آميختگى صفت توكّل با تفويض ، و در هم شدگى توكّل با وقف در راه خدا شدن . چنان كه برخى از رذايل نيز با برخى فضايل در هم آميخته مىشود ، مانند حسد با غبطه و رقابت با مسابقه و بُخل با قناعت . چنان كه برخى از امور اخلاقى با برخى ديگر در هم مى شوند ، مانند موارد انفاق با اسراف ، و زهد و كناره گيرى با تنهايى . پس ، علم اخلاق براى پرداختن به اين موضوعات و امور تدوين شده است . به خواست خدا ، توضيح هر يك در جايگاه خود به تفصيل خواهد آمد . نقدى بر نظريه علماى اخلاق در علم اخلاق ، مشهور است كه آدمى سه نيروى : فكرى ، شهوى و غضبى دارد ، و حد ميانى اين نيروهاى سه گانه ، همان بنيادهاى اخلاق برتر را سامان مى بخشد ، همان گونه كه افراط و تفريط در اين نيروها ، اصول پَست اخلاقى را تشكيل مىدهد . حدّ ميانه نيروى فكرى ، حكمت ناميده مىشود و افراط در آن ، جربزه ، و تفريط در آن بلاهت و ابلهى ناميده مىشود . حدّ ميانى نيروى شهوى ، عفت ناميده مىشود و افراط در آن ، آز ، و تفريط در آن ، خاموشى نام مى گيرد . حدّ ميانى نيروى غضب ، شجاعت ناميده مىشود و دو طرف ناهنجار آن ، تهوّر و ترس نام مى گيرد . از پيوستن اين نيروهاى سه گانه ، يعنى حكمت و عفت و شجاعت ، نيروى چهارمى شكل مى گيرد كه در ميان علماى اخلاق ، عدالت